به نظرم هرکسی می خواد وارد این روند بشه باید بدونه حدودا چقدر باید هزینه کنه. هزینه ها شامل هزینه های ثابت و متغیر هستش که بعضی از این هزینه ها اجتناب ناپذیرند ولی میتونید هزینشون را کم کنید.
آزمون زبان (تافل):۱۹۰ دلار + هزینه ارسال رسمی نمره به هر دانشگاه ۱۸ دلار
آزمون جی ار ای: ۱۷۵ دلار (مورد نیاز برای آمریکا) + هزینه ارسال رسمی نمره به هر دانشگاه ۲۵ دلار
هزینهٔ ارسال رسمی نمرات زبان: تا ۴ دانشگاه رایگان، از ۴ تا بیشتر باید هزینه پرداخت کنید، در ضمن بعضی دانشگاه ها کپی نمره را قبول می کنند(اما دانشگاه های آمریکایی باید نمرتون رسمی گزارش شه)، در ضمن اگر بتونید آنلاین واریز کنید، انقدر میشه و گرنه باید یک پولیم برای کارمزد به شخص ارسال کننده بذارین کنار.
ترجمه مدارک: (در صورتی که دانشگاهتون ترجمه نکنه) این هزینه نیز اجتناب ناپذیر هستش اما میشه کاهشش داد. به جز نسخهٔ اول که حدود ۲۰ تا ۳۰هزار تومان میشه بقیه نسخه ها را میشه با ۵۰۰۰ تا ۱۰۰۰هزار تومان تهیه کرد.
هزینه پرداختی به دانشگاه برای بررسی مدارک (Application Fee): بیشتر مربوط به آمریکا و کانادا هستش و بین ۳۵ تا ۱۲۰ دلار برای هر دانشگاه متغیره.
هزینه پست: این هزینه نیز اجتناب ناپذیر ولی میشه هزینش رو کاهش داد(در پست های قبلی توضیح دادم) با توجه به نوع پستتون(شرکت پستی) باید از ۱۰ تا ۹۰ هزار تومان برای هر ارسال پرداخت کنید. البته بعضی از دانشگاه ها نیاز به پست مدارک ندارند.
هزینه کلاس و خرید کتاب: میتونید خودتون بخونید و از کتاب های الکترونیکی استفاده کنید.
هزینه های جانبی شامل سفر و ...: کاملا به خودتون بستگی داره.
حداقل حداقل هزینه: ۳۶۵ دلار هزینه آزمون ها+۲۵۰ دلار هزینه اپلیکیشن فی +۳۰۰ هزار تومان پست+ ۵۰ هزار تومان ترجمه
البته این میشه هزینه اپلای کردن ۴ دانشگاه در آمریکا و تعدادی دانشگاه دیگر که آنلاین مدارک را قبول میکنند.
هزینه های خودم : ۱۲۵۴۹۵۰ تومان +۶۰۱ دلار
این هزینه ها شامل: آزمون، کلاس زبان، ترجمهٔ مدارک، پست، اپلیکیشن فی، سفر به تهران، اقامت چند روزه و سایر موارد(هزینهٔ کپی کردن و آماده سازی مدارک)، البته من با تجربه ای که داشتم کلی در هزینه هام صرفه جویی کردم.
خیلی دوست دارم از وضعیتی که الان توش هستم صحبت کنم و براتون بگم با چه مشکلاتی روبرو هستم ولی واقعا میبینم هنوز خیلی مونده تا به حال برسم تقریبا الان هنوز تو ۷ ماه پیش هستم و باید کلی بنویسم تا به الان برسم، فقط بگم که کلا الان به مشکلات زیادی بر خوردم و شاید نتونم برم! ولی با این همه مشکل نمیدونم چرا انقدر بی تفاوتم! شاید انگیزم را از دست دادم. ممکنه تصمیمای واقعا عجیبی برای آیندم بگیرم، تصمیماتی که سال پیش برام خنده دار بود! ولی فقط این را میدونم که اینجا به هیچ وجه ادامه تحصیل نمیدم!
در بخش سفرنامه در مورد سفرهایی که داشتم صحبت میکنم، و موارد جالب سفرم را می نویسم و سعی میکنم، سفرنامه کمتر حالت معرفی یک منطقه باشه! همچنین تلاش میکنم هر سفرنامه را در چند قسمت بنویسم چون واقعا طولانی میشه! اولین سفرنامه را از کشور انگلستان شروع میکنم!
این سفر اولین سفر خارجی من به یک کشور اروپایی بود و واقعا تصور درستی از این منطقه نداشتم. وقتی می خواستم برم انگلیس، این کشور را سرزمینی خشک (منظورم آب و هوایی مثل خودمون هستش نه بیابان های افریقا) با اسمان خراش های فراوان و خیلی بلند تصور میکردم! حالا نمیدونم چرا! ولی این تصورم بود که البته کاملا اشتباه از آب درآمد! فکر می کنم خیلیا حداقل این تصور که اونجا کلی ساختمون جدید و مدرن هستش را دارند! (نمیدونم چرا هممون این تصور را داریم) به هر حال قبل از نشستن هواپیما در فرودگاه، متوجه شدم لندن کلا سبزه! از تصور من این همه درخت و چمن واقعا خارج بود! واقعا سخت بود، زمین غیر سبز پیدا کنی، این همه زمین ورزش، درخت و چمن، واقعا برای من جالب بود! وارد فرودگاه هیثرو شدیم (تا اون موقع این همه هواپیما یک جا ندیده بودم )!
تا اینجاش که با سرزمین خودمون تفاوت فاحشی نداشت! فقط یادمه اون موقع پلیس هاشون برام جالب بودن (کلی وسیله های مختلف بهشون وصل بود)! بعدم سریع حرکت کردیم تا به محل اسکان برسیم! وارد جاده های این کشور شدیم، شمال خودمون بود! به نظرم در این سرزمین هر جا زمین گیر بیاری میتونی کشاورزی کنی چون همیشه باران میاد و اگرم نیاد کلی قبلا آمده و ذخیره شده، حداقل فعلا این مردم مشکل آب (برای کشاورزی)، زمین کشاورزی و دامداری ندارند.
بعدم هر زمینی را بخوان میتونند زمین فوتبال کنند و مشکلات ماهارو ندارند. البته زیادم بارون میاد و شاید چند وقت خورشید را نبینند! که این واقعا برای خیلیا غیر قابل تحمله!
ممکنه بگید مهم نیست! ولی فقط خیالش آسونه! خوب دیگه همه چی را نمیشه با هم داشت. یادم سرمای هوام اذیت می کرد (آب بینیم جاری بود) البته برای اونا عادی بود حتی وقتی می فهمیدن سردمون هست می خندیدن! جالب بود در این کشور تا جایی که تونسته بودند به جای دیوار از دیوار های سبز استفاده کرده بودند.
همچینین مشخص بود مردم و شهرداری سعی می کنند که همه چی را تمیز و زیبا نگاه دارند. البته آب و هوا هم بهشون کمک می کنه، شاید بزرگترین شانسشون نداشتن گرد و غبار هستش!
در میانه راهم از مقابل استون هنج عبور کردیم ولی متاسفانه قسمت نشد از نزدیک بریم زیارتشون!
دوستمون می گفت چهار تا سنگ دیدن، پول خرج کردن نداره! ولی داره به نظرم، آخه چند بار مگه این فرصت پیش میاد (ادم بهتره تو سفر فقط آب بخوره و از خرید دوری کنه، ولی همه جا را با هر قیمتی ببینه، چون خاطره میمونه ولی پول نه!) به هر حال اینطوری بود که فهمیدم اولین تصورم از اینجا کاملا غلطه! و کلی با واقعیت فاصله داره!
تماس و پیدا کردن استاد یکی از کارهای وقتگیر در گرفتن پذیرش هستش! که اگر استاد لطف کنه جواب هم نده خستگیتون علاوه بر این که در نمیره، بیشتر عصبیتون میکنه! حالا میخوام تو این پست به سوالاتی که احتمالا براتون بوجود میاد پاسخ بدم!
اگر میخواهید رایانامه نگاری کنید، یک متن ساده و کوتاه برای رایانامه به استاد انتخاب کنید! بعدم رزومتون را برای استاد بفرستین تا نظرش را به شما بده!(البته اکثرا جواب نمیدن) ارتباط با اساتید اصلا زمان نمیشناسه و هیچ وقت دیر نیست، به نظرم از آخرای شهریور برای رایانامه نگاری شروع کنید و اصلا متوقفش نکنید (روحیتون را از دست ندید و همین طور ادامه بدید، حتی بعد از اپلای)! حالا بعضی وقت ها بچه ها میگن ما نمره زبانمون نیامده! بعد که اومد به استادا رایانامه میزنیم، شاید حرف درستی به نظر بیاد ولی از نظر من کاملا اشتباه! شما نباید فرصت را از دست بدین، هرچه سریعتر بهتر (راستش اوایل هم انگیزتون بیشتره هم زمانتون)! منطقیم به نظر میاد اول استاد رزومتون را چک می کنه بعد اگر سوالیم از زبانتون براش پیش بیاد، میپرسه! یا میگه کی امتحان میدین! یک عده دیگم هستن که میگن ما چیزه خاصی نداریم یا اصلا فاند نمیخوایم چرا وقتمون را برای ارتباط با اساتید تلف کنیم! ولی حاصلش فقط پیدا کردنه استاد نیست! گاهی استاد از سیاست های دانشگاهش اطلاع میده و شما را راهنمایی میکنه که چی کار کنین! یا گاهی کمک میکنه که پولتون از بین نره (مثلا میگه اپلای نکن یا یک دانشگاه دیگه برو)! پس اگر حوصلهٔ ارتباط گیری با اساتید را ندارین در نهایت وقتی دانشگاه هاتون انتخاب شد با استادای اون دانشگاه یک جور ارتباط برقرار کنید، شاید مثلا اعلام کنند که دانشگاهشون دانشجو بینالمللی نمیگیره یا تا استاد پیدا نکنی پذیرش نمیگیری! در ضمن، هم زمان به همهٔ استادای یک دانشگاه رایانامه نزنید بذارین یک هفته بگذره بعدش استاد بعدی! اگرم استاد جواب نداد یک هفته بعد مجدد باهاش ارتباط بگیرید.
برای اینکه استادام جواب بدن چند تا کار میتونید بکنید. اول اینکه تلفنی تماس بگیرید! راحت ترین کار همینه، دوستم زبانش معرکه بود هر دفعه سوالی براش پیش میامد سریع زنگ میزد! و جوابشم میگرفت! راه دوم اینه که برای هر استاد متن خاصی بنویسید که واقعا وقت گیره (باید کل تارنما و رزومش رابخونید تا بتونید متن خوبی بنویسید)! موضوع رایانامتونم را اگر مرتبط با یکی از مقالات استاد بذارید، استاد نظرش جلب میشه! بچه هام میگفتن جوری رایانامه بزنید که استاد دوشنبه صبح، اولین چیزی که میبینه نامهٔ شما باشه (روز اول هفته).
ولی در مورده خودم هر جا که موضوع کاریم با استاد مرتبط بود، استاد سریع پاسخ می داد، البته خوب، بیشترشون میگفتن جا ندارند! ولی خیلیا اصلا جواب نمی دادن! وتقریبا کسی که جواب نده دیگه تا آخرم جواب نمیده. به نظر من استادی که جواب نمیده معنیش این نیست که مطلب شما را نخونده! شاید نمی خوادتون و شایدم منتظر بقیه دانشجوهاست، تا بعدش نظرشو اعلام کنه! البته عده ای هم هستن که کلا پاسخ نمیدند! و فقط کسایی که برای دانشگاه اقدام کردن را بررسی میکنند. در ضمن اونجوری که من دیدم رایانامه اکادمیک با عادی، زیاد تاثیری در پاسخ اساتید نداره، پس اگر ندارید نگران نباشید. یک نکتهٔ مهم دیگم هستش که فکر نکنید چون از استاد جواب ندارید پس نه بورس میگیرید و نه پذیرش! اصلا اینطور نیست! حتی بعضی از استادا بعد از پذیرش با دانشجو ارتباط برقرار می کنند! در آخرم بگم ارتباط با اساتید معمولا برای آمریکا، کانادا و استرالیا کاربرد داره.
انگلستان (England) نام نیمهٔ جنوبی جزیره بریتانیای کبیر و یکی از چهار بخش کشور پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی است. این منطقه از شمال با اسکاتلند و از غرب با ولز هم مرز است و مهمترین و عمدهترین جزء تشکیل دهندهی کشور بریتانیا است. مرزهای آبی این کشور در شمال غرب دریای ایرلند، در جنوب غرب دریای سلتی و در شرق دریای شمال هستند، و در جنوب نیز کانال مانش آن را از اروپای قارهای و کشور فرانسه جدا میکند. انگلستان دارای بیش از یکصد جزیره کوچک و بزرگ است. شهر لندن پایتخت انگلستان و در عین حال پایتخت پادشاهی بریتانیا است. پرآب ترین رود انگستان، رود تیمز است که از میان شهر لندن میگذرد و به دریای شمال میریزد. مساحت این کشور ۱۳۰٬۳۹۵ کیلومتر مربع و جمعیت آن ۵۱٬۴۴۶٬۰۰۰ نفر است. کشور انگلستان از ۹ ناحیه، ۴۸ استان و ۳۲۶ شهرستان تشکیل شدهاست.
انگلستان دارای آب و هوایی نسبتاً معتدل میباشد که در زمستان از صفر درجه پایینتر و در تابستان از ۳۲ درجه بالاتر نمیرود. سردترین ماه سال ژانویه و فوریه و گرمترین ماه سال ماه ژوئیه است. واحد پول بریتانیا پوند استرلینگ است که با نماد £ شناخته میشود. پول مسکوک در تمامی بریتانیای کبیر یکی است و توسط بانک مرکزی بریتانیا تولید و توزیع میشود. ۷۶ درصد زمینهای بریتانیا زیر کشت هستند و اگرچه عده کمی از جمعیت این کشور به کشاورزی مشغول هستند، اما تولیدات آنها، علاوه بر تأمین نیازهای داخلی، به خارج نیز صادر میشوند. این کشور دارای چراگاه های دائمی زیادی است. در اقتصاد بریتانیا، صیادی و جنگلداری جایگاه ویژهای دارد. ذخایر معدنی آن شامل: زغال سنگ، نفت و گاز و منیزیم فسفات مس و آنتیموان است. صادرات این کشور که شامل: گوشت، لبنیات، کالاهای الکترونیکی، غلات، تنباکو و نفت میباشد.همچنین بریتانیا از خدمات یک شبکه حمل و نقل بسیار گسترده بهره مند است. در نقاط مختلف کشور بریتانیا، مردم به لهجههای گوناگون تکلم میکنند و هر ناحیه لهجه خاص خود را دارد. در بریتانیا نسبت به کشورهای انگلیسیزبان دیگر مانند ایالات متحده آمریکا، تنوع لهجه بیشتر است و مردم بریتانیا قادرند لهجههای مختلف را بهتر تشخیص دهند. انگلستان پس از سده ۱۹ میلادی در بخش ورزش پیشرفتهای بسیاری داشته است، ورزشهایی مانند فوتبال، کریکت، راگبی، تنیس، بدمینتون، اسکواش، هاکی، بوکس، دارت، بیلیارد، اسنوکر، تنیس روی میز، تروبرد و نتبال از این کشور منشأ گرفته است. همچنین قایقرانی و مسابقات فرمول یک به وسیله انگلیسیها پیشرفتهای بسیاری کردهاست. فوتبال محبوبترین ورزش در کشور انگلستان است، باشگاه فوتبال شفیلد یونایتد که در سال۱۸۵۷ میلادی تأسیس شده، از سوی فیفا به عنوان قدیمیترین باشگاه فوتبال معرفی شدهاست. برای اطلاعات بیشتر می تونید به مجموعه کتاب های چاپ شده توسط وزارت امور خارجه (مباحث کشورها و سازمان های بین المللی) کشور انگلستان (شماره 22) رجوع کنید، همچنین برای آشنایی با سایر سفرنامه ها (علاوه بر پست های آینده این وبلاگ) به تارنمای مجید عرفانیان، سفر آنلاین، از من برای تو، شور زندگانی، یادداشت هایی برای آینده، سفرنامه حسام و .... مراجعه کنید.
منبع این متن: ویکی پدیا