شما هر تارنمایی مربوط به پذیرش را بخونید متوجه میشید که معدل چقدر اهمیت داره! همهٔ دانشجوها میگن اگر به عقب برمیگشتیم میرفتیم پهلوی استادا التماس نمره! معدل بالا در پذیرش و مخصوصاً بورس گرفتن نقش طلایی را ایفا می کنه و شاید اولین وظیفه شما باشه که تو دورهٔ تحصیلیم باهاش درگیرید و تا زمانی هم که بمیرید با شما همراه هستش، بقیه چیز هارو میتونید تغییر بدید ولی این را نه، بخاطر همین هم از بقیه مهمتر میشه! بعدم به نظرم اگر درسخون باشید و عملکرد ذهنی در مطالعه و استدلال را افزایش بدین باعث میشه که یک نویسنده خوب مقاله بشید همچنین در نمره های زبان شما به صورت غیر مستقیم تاثیر گذاره.
خیلی از دانشگاه ها براشون معدل مهمه و حتی بخاطر معدل خوب بورس تحصیلیم میدن مخصوصاً در دورهٔ ارشد. حالا نمیگم نمره خوب ندارید باید با ادامه تحصیل در خارج خداحافظی کنید، شما با هر معدلی پذیرش میگیرید، فقط کارتون برای بورس گرفتن سخت میشه (یکی از دوستام با معدل خیلی خیلی خیلی کم از آمریکا پذیرش گرفت و بعد یک ترم هم استاد پیدا کرد البته به نظرم در پژوهش آدم فعالی بود)! اینارو دارم میگم که تو دورهٔ تحصیلی یکم فشار بیارید (حداقل شبای امتحان) تا یک عمر مثل من استرس نداشته باشید، جبران کردن معدل به نظرم کمی سخته، چون میشه مقاله نوشت، دوباره امتحان زبان داد ولی معدل را نمیتونی تغییر بدی. خودم هم اهمیت نمره را میدونستم ولی هر چی تلاش کردم نتونستم به جایی برسم (البته باید بیشتر تلاش میکردم)! الانم کلی دلهره دارم برای آینده های دور.
یادمه سال پیش وقتی تصمیم گرفتم برم با توجه به تجربههام با خودم قرار گذاشتم یا برم یک دانشگاه خوب آمریکا و اون رشته ای که دوست دارم بخونم و اگه نشد برم سربازی(خیلی به هم نزدیکن!) ولی وقتی رفتم تو روندش دیدم واقعا حوصله سربازی ندارم و گفتم هر جا شد میرم(از این همه زحمت آدم دوست داره نتیجه ای ببینه)! و نظرم را از اون چیزی که بود آوردم پایین! الانم تصمیم دارم اگر به این هدفم نرسیدم، دیگه به هر چی راضی نشم و سریعتر برم تو زندگی، امیدوارم باز نظرم تغییر نکنه! مطلب دیگه هم اینکه وقتی تصمیم به ادامه تحصیل گرفتم(از بچگی داشتم، منظورم خارج از کشور) کلی برای خودم هدف و آرمان داشتم که الان همشون در ذهنم کمرنگ شده. متاسفانه الان هدف شده فقط رفتن!
سلام حالت چطوره؟ چه خبر؟ چه میکنی؟ خوبم، خدارو شکر، دارم زبان میخونم! چطوری با اوضاع ارز؟ خوبم، مگه چطور باید باشم؟ (نوسان ها تازه داشت به اوج میرسید) خیلیا با این اوضاع بیخیال رفتن شدن، تو چطور بهش فکر نمیکنی؟ نکنه رفتی ارز ارزون خریدی!؟ اگه داری لطفا به منم بده، چطوری زبان میخونی با این اوضاع؟ آخه من که کاری نمیتونم بکنم! وظیفهٔ من الان زبانه (تا اون روز اصلا بهش فکر نمیکردم)! اول باید پذیرش بگیرم تا به ارز فکر کنم! بعدم به نظرم اون وقتی که من میخوام برم اوضاع بهتر میشه! خوشبحالت انقدر خونسرد و خوشبینی! .......کاری نداری؟ نه، خداحافظ، ممنون زنگ زدی.
حالا من که انقدر خودم خونسرد بودم و اصلا به این چیزا فکر نمیکردم و بقیه را توصیه میکردم به آرامش از اون شب آرامش خودم را از دست دادم! و نتونستم درس بخونم! حالا بببینید این چرخه نگرانی چطور بزرگ میشه! و یک عده اگر شروع کنند به خرید چه اوضایی پیش میاد! اول در چرخه شایعه پیش میاد بعد نگرانی بعدم که اوضاعی که میدونید! حالا جالبه همه این حرفا رو میدونیم ولی ....! با این وجود بازم هنوز به آینده خوشبینم! (امیدوارم چرخه مثبت تشکیل شه)
حالا اینم آخرین گفتگوی من با یک دوست دیگه که امروز اتفاق افتاد!
سلام سفارت چطور بود؟ کارت راه افتاد؟ برسم برات تعریف میکنم، معلوم نبود این همه ادم از کجا اومده بودن! ساعت چهار و پنج دقیقه صبح اونجا بودم تا تونستم نوبت بگیرم!
بعد از سفر به انگلستان بود که فهمیدم تو سرزمینشون انقدر مثل ما در حال ساخت و ساز نیستن و به ساختمون های قدیمشون راضین! فکر نکنید قدیمیشون یعنی ۳۰ سال! منظورم چند قرنه! ( متاسفانه تصاویر پاک شده به مرور تصاویر و متن را اصلاح می کنم)
آدم بعضی موقع ها با خودش میگه این بدبختا چه طوری اینجاها زندگی میکنند!! گاهی اوقاتم ادم واقعا از این همه جای قدیمی کلافه میشه! انگار رفتی تو موزه! راستش اکثر ماها که تو محیط شهری زندگی میکنیم و عادت داریم از صبح تا شب بدویم، بعد از مدتی اینجا برامون تکراری میشه (مخصوصاً شهرهای کوچک)!
در شهرای کوچک کلا همه جا بعد از ظهر تعطیله (ممکن در بعضی از شهرای بزرگشون هم همین اتفاق بیفته)! چراغاشونم که مثل ما روشن نیست، واقعا دلت مگیره! البته همه این حس را ندارند و شایدم علاقه مندم باشند، بخاطر همین هم بچه هایی که یکم شیطونترن و به هوای فیلمایی که می بینند میان خارج اولش ناامید میشند! و بعضیام افسردگی میگیرن (و رو به بعضی از سرگرمیا خاص میارن که جای خودمون دسترسی بهشون سختره)! خلاصه اینکه، قرن ها پیش وقتی معلوم نبوده ما کجا بودیم اونا کل کشورشون را ساخته بودن (حالا کار ندارم چطوری) و اونجا بود فهمیدم وقتی میگن عقبیم یعنی چی! البته فقط ساختمونا قدیمی نیست، اینا کلا با وسیله قدیمی مشکلی ندارند مثلا اگر شما در اینجا ژیان دیدید تعجب نکنید!
نکتهٔ دیگه هم که برام جالب بود واقعا ساختمان بلند سخت گیر میامد، فکر نکنید در مورد ساختمون اغراق می کنم! واقعا به سختی پیدا می شد (اینام باید دلیلی برای مهاجرت و سفر داشته باشند)!
یادمه نقشه ای که ازش استفاده میکردیم مربوط به سال ۷۰ بود ولی هیچ آدرس و مکانی در رو و زیر زمین (لندن) تغییر نکرده بود در ضمن این شهر یکی از قدیمی ترین متروهای دنیا رو داره و اکثر مناطق (لندن) را پوشش میده (واقعا بزرگ هستش، فقط تاریخ ساختش را دیدین افسرده نشین) ولی متروی خودمون از اینا جدیدتر و تمیزتر هستش! پس رفتین اونجا تعجب نکنید (خیلی از دوستان وقتی میرن خارج از ایران و سواره مترو میشن گاهی به این جمله فکر میکنند، خارجی که میگفتن اینجا بود)! و این طوری بود که دومین تصور من از یکی از برترین قدرت های اروپا غلط از آب در اومد. (متاسفانه تصاویر این پست پاک شد به مرور اصلاح می کنم)
به نظرم هرکسی می خواد وارد این روند بشه باید بدونه حدودا چقدر باید هزینه کنه. هزینه ها شامل هزینه های ثابت و متغیر هستش که بعضی از این هزینه ها اجتناب ناپذیرند ولی میتونید هزینشون را کم کنید.
آزمون زبان (تافل):۱۹۰ دلار + هزینه ارسال رسمی نمره به هر دانشگاه ۱۸ دلار
آزمون جی ار ای: ۱۷۵ دلار (مورد نیاز برای آمریکا) + هزینه ارسال رسمی نمره به هر دانشگاه ۲۵ دلار
هزینهٔ ارسال رسمی نمرات زبان: تا ۴ دانشگاه رایگان، از ۴ تا بیشتر باید هزینه پرداخت کنید، در ضمن بعضی دانشگاه ها کپی نمره را قبول می کنند(اما دانشگاه های آمریکایی باید نمرتون رسمی گزارش شه)، در ضمن اگر بتونید آنلاین واریز کنید، انقدر میشه و گرنه باید یک پولیم برای کارمزد به شخص ارسال کننده بذارین کنار.
ترجمه مدارک: (در صورتی که دانشگاهتون ترجمه نکنه) این هزینه نیز اجتناب ناپذیر هستش اما میشه کاهشش داد. به جز نسخهٔ اول که حدود ۲۰ تا ۳۰هزار تومان میشه بقیه نسخه ها را میشه با ۵۰۰۰ تا ۱۰۰۰هزار تومان تهیه کرد.
هزینه پرداختی به دانشگاه برای بررسی مدارک (Application Fee): بیشتر مربوط به آمریکا و کانادا هستش و بین ۳۵ تا ۱۲۰ دلار برای هر دانشگاه متغیره.
هزینه پست: این هزینه نیز اجتناب ناپذیر ولی میشه هزینش رو کاهش داد(در پست های قبلی توضیح دادم) با توجه به نوع پستتون(شرکت پستی) باید از ۱۰ تا ۹۰ هزار تومان برای هر ارسال پرداخت کنید. البته بعضی از دانشگاه ها نیاز به پست مدارک ندارند.
هزینه کلاس و خرید کتاب: میتونید خودتون بخونید و از کتاب های الکترونیکی استفاده کنید.
هزینه های جانبی شامل سفر و ...: کاملا به خودتون بستگی داره.
حداقل حداقل هزینه: ۳۶۵ دلار هزینه آزمون ها+۲۵۰ دلار هزینه اپلیکیشن فی +۳۰۰ هزار تومان پست+ ۵۰ هزار تومان ترجمه
البته این میشه هزینه اپلای کردن ۴ دانشگاه در آمریکا و تعدادی دانشگاه دیگر که آنلاین مدارک را قبول میکنند.
هزینه های خودم : ۱۲۵۴۹۵۰ تومان +۶۰۱ دلار
این هزینه ها شامل: آزمون، کلاس زبان، ترجمهٔ مدارک، پست، اپلیکیشن فی، سفر به تهران، اقامت چند روزه و سایر موارد(هزینهٔ کپی کردن و آماده سازی مدارک)، البته من با تجربه ای که داشتم کلی در هزینه هام صرفه جویی کردم.