ستاره مسافر

این وبلاگ داستان پسری است که دوست داشت تاثیر گذار و متفاوت باشه، به همین خاطر تصمیم گرفت ...

ستاره مسافر

این وبلاگ داستان پسری است که دوست داشت تاثیر گذار و متفاوت باشه، به همین خاطر تصمیم گرفت ...

سفرنامه همدان - ورود

هواپیمای فوکر صد شرکت هواپیمایی آسمان بود که مارو به شهر همدان رسوند در طول پرواز هم همه چیز از بلند شدن هواپیما تا فرود آن خوب، عادی و قابل پیش بینی بود، البته از اون جایی که کنار موتور بودیم صداهای عجیب غریب گوشامون را نوازش می داد. در ابتدای پرواز هم با یک آقایی روبرو شدیم که به علت این که اسمش هم خوانی با بلیت نداشت مجبورش کردن کل پول بلیت را مجدد بده (معلوم نیست چطور فهمیدن).

http://s2.picofile.com/file/7928639351/%D8%A8%D9%84%D9%86%D8%AF_%D8%B4%D8%AF%D9%86_%D9%87%D9%88%D8%A7_%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7.jpg

 فقط در طول پرواز به یک منظره عجیب برخوردیم که معلوم نبود کار آدم فضایی ها بوده یا ساخته دست بشر!  به نظر خودم که تصویر جالبیه...

http://s3.picofile.com/file/7928639886/%D9%85%D9%86%D8%B8%D8%B1%D9%87_%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8.jpg

در طول پروازم برای هرکسی یک بطری آب گذاشته بودن ...... (متاسفانه ادامه مطلب پاک شد در آینده به روز می شود)

سفرنامه

تصمیم دارم برای این که کمی وبلاگ از یکنواختی در بیاد علاوه بر سفرنامه سایر کشورها از سفرهای داخلی خودم هم در این وبلاگ بنویسم البته در این سفرنامه ها به امید خدا سعی میشه بیشتر به جزئیات بپردازم چون احتمالا بیشترمون به کلیات کشور خودمون و مکان های زیبا و تاریخی آن آشنایی داریم و یا حداقل در مورد آن شنیدیم.

http://s1.picofile.com/file/7927460107/%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87.jpg

اگر شما دوستان هم به این جور وبلاگ ها که از سفرنامه های داخلی و خارجی خودشون می نویسند علاقه مندید می تونید علاوه بر وبلاگ ستاره مسافر به وبلاگ های فرسنگ، سفر ارزان، جهان بین، آرش نور آقایی، انجمن گردشگران ایران، قصه گو، سفرنامه حلاج، خاطرات سفر، ایران را بگردیم، کوله پشتی نارنجی، سفر به دیگر سو، ایران سرزمین من و صدها وبلاگ و تارنمای دیگر (موجود در پیوند همین وبلاگ ها) مراجعه کنید.

تحصیل در آلمان

کشور آلمان به دلیل داشتن دانشگاه های رایگان و همچنین کشوری پیشرفته و با رفاه کامل یکی از مقصدهای اصلی دانشجویان برای ادامه تحصیل در خارج از کشورست در مورد گرفتن پذیرش و خود کشور آلمان اگر اطلاعاتی نیاز دارید فقط کافیه کلمه تحصیل در آلمان را در گوگل جستجو کنید و کلی اطلاعات متنوع و کامل بدست میارید (مثلا 1 و 2 و 3 و 4 و 5) پس من وقتتون را با اطلاعات تکراریم تلف نمی کنم.

http://s4.picofile.com/file/7926771933/%D8%AA%D8%AD%D8%B5%DB%8C%D9%84_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86.jpg

فقط در مورد آلمان توجه کنید که این کشور دارای ددلاین های متفاوتی با سایر کشورهاست و دانشگاه ها دارای نظم بیشتری هستند همچنین هر چند وقت یکبار تارنمای سفارت آلمان در ایران را بررسی کنید چون گاهی اوقات بورس های مربوط به ایران را در تارنمای سفارت اعلام می کنند (در مورد خود سفارت هم معمولا شلوغ و از رفتارهای کارمندان سفارت هم متاسفانه و مجدد متاسفانه تعریف مثبتی نمیشه) در مورد موسسات اعزام دانشجو هم باید تاکید کنم هیچ کار اضافه ای برای شما انجام نمی دهند پس اگر کمی تلاش کنید خودتون می تونید پذیرش بگیرید. در نهایت برای اطلاعات از هزینه های زندگی و سایر اطلاعات به اینجا مراجعه کنید همچنین برای اطلاع از رشته های تحصیلی و بورس های موجود به تارنمای دآآد مراجعه کنید و برای آگاهی از زندگی واقعی دانشجویان در این کشور به وبلاگ های خاطرات زندگی من در آلمان، کارهایی که کردم تا برم آلمان، زیر آسمان آلمان، یادداشت های پراکنده در مورد آلمان، روزگار من و دل مشغولی آقای پی تورینی مراجعه بفرمایید. در مورد خودم هم باید این نکته را اضافه کنم که نمی دونم چرا! ولی من هیچ علاقه ای برای ادامه تحصیل در این کشور ندارم (شایدم بدونم) و امسال هم فکر نکنم برای این کشور اقدامی بکنم البته ممکنه تقدیر چیز دیگه ای باشه.

تکیه بر دیگران

پادشاهی دو شاهین کوچک به عنوان هدیه دریافت کرد. آنها را به مربی پرندگان دربار سپرد تا برای استفاده در مراسم شکار تربیت کند.  یک ماه بعد، مربی نزد پادشاه آمد و گفت که یکی از شاهین‌ها تربیت شده و آماده شکار است اما نمی‌داند چه اتفاقی برای آن یکی افتاده و از همان روز اول که آن را روی شاخه‌ای قرار داده تکان نخورده است.این موضوع کنجکاوی پادشاه را برانگیخت و دستور داد تا پزشکان و مشاوران دربار، کاری کنند که شاهین پرواز کند. اما هیچکدام نتوانستند. روز بعد پادشاه دستور داد تا به همه مردم اعلام کنند که هر کس بتواند شاهین را به پرواز درآورد پاداش خوبی از پادشاه دریافت خواهد کرد صبح روز بعد پادشاه دید که شاهین دوم نیز با چالاکی تمام در باغ در حال پرواز است. پادشاه دستور داد تا معجزه‌گر شاهین را نزد او بیاورند .درباریان کشاورزی متواضع را نزد شاه آوردند و گفتند اوست که شاهین را به پرواز درآورد پادشاه پرسید: تو شاهین را به پرواز درآوردی؟ چگونه این کار را کردی؟ شاید جادوگر هستی؟ کشاورز گفت: سرورم، کار ساده‌ای بود، من فقط شاخه‌ای راکه شاهین روی آن نشسته بود بریدم. شاهین فهمید که بال دارد و شروع به پرواز کرد.


از پردیس تا فردوس

در حالی که باید در مسیر پردیس می بودم در مسیر فردوس بودم! در حالی که باید در آسمان می بودم، در زمین بودم ....  در حالی که ..... خیلی تلخ بود, امیدوارم تصاویرش از ذهنم پاک نشه ... ضعف و غرور خودم بود اما فهمیدم خدا در لحظه هم بر زندگی ما اثر می ذاره، می دانم ضعف خودم بود اما نمی توانم از هم زمانی اتفاق ها بگذرم .... خلاصه شکستم اما امید دارم این نیز بگذرد.... به امید خدا

** خیلی نا مفهومه، ولی فعلا همین قدر کافیه ...