پادشاهی در یک شب سرد زمستان از قصر بیرون
رفت، دید نگهبان پیری با لباس اندک نگهبانی می دهد، به او گفت سردت نیست؟ نگهبان گفت: چرا اما مجبورم طاقت بیارم. پادشاه گفت: به قصرم می روم و یک لباس گرم با خودم میاورم، پادشاه به محض
اینکه به قصر رفت سرما را فراموش کرد، فردای آن روز جنازه ی یخ زده ی پیرمرد را در
حوالی قصر پیدا کردند، در حالی که با خط ناخوانا نوشته بود، من هر شب با همین لباس کم طاقت میاوردم، اما وعده ی لباس گرم تو مرا از پای در آورد. (منبع نامشخص)
امروز بطور اتفاقی با تارنمای Testbig آشنا شدم این تارنما که در برگیرنده تمام آزمون هاست امکانات بسیار خوبی برای زبان آموزان ارایه میده مانند رفع اشکال رایگان اسپیکینگ و رایتینگ!! ارایه سوالات متنوع همراه با جواب، اتاق های گفتگوی آنلاین و ... به نظرم اگر وقت کافی دارید این تارنما یکی از بهترین منابع برای تمرین حساب میشه. در ضمن برای بهبود اسپیکینگ میتونید به این تارنما هم مراجعه کنید.
با توجه به برنامه ریزیمون تصمیم گرفتیم که یک سفر نیم روزه از کرمانشاه به سنندج داشته باشیم به همین خاطر صبح زود به طرف ترمینال مینی بوس های کرمانشاه حرکت کردیم و با حدود نفری سه هزار تومان بعد از طی صد و سی و هفت کیلومتر خودمان را به شهر سنندج رساندیم (راستش دقیق یادم نیست ولی در حدود دو ساعت در راه بودیم).


بعد از ورود به شهر با استفاده از تاکسی های ترمینال (به محض رسیدن رانندگان عزیز به سراغتان می آیند البته همشون تاکسی های دولتی و معمولا با انصاف هستند) به مرکز شهر رفتیم (شهر سنندج میان چند کوه احاطه شده در ضمن آپارتمان های رنگارنگ این شهر بسیار برام جالب و غیر منتظره بود (به دلیل زمین کم تراکم ساختمان ها زیاد و زمین گران)) با توجه به این که وقت زیادی نداشتیم طبق برنامه ریزی ابتدا گردش در سنندج را با خانه کرد (عمارت عاصف وزیری) آغاز کردیم (در سنندج هم خوشبختانه، نقاط دیدنی تقریبا کنار هم قرار داشتند).




بعد از بازدید از عمارت عاصف وزیری در ادامه سفر با کمی پیاده روی به موزه سنندج سر زدیم و از آن بازدید کردیم (زیاد وقت نمیگیره) در ضمن مسجد جامع هم در نزدیکی همین مکان قرار داشت (برای اطلاعات بیشتر در مورد مسجد جامع می توانید این مطلب را مطالعه کنید).

بعد از بازدید از موزه برای رسیدن به بازار سنتی مسیر را پیاده ادامه دادیم اما با توجه به گرمای هوا (همیشه فکر می کردم این جا باید سرد باشه ولی استثنا امسال...) و رفع خستگی وارد یک آبمیوه فروشی با فروشندگان بسیار خوش برخورد شدیم (جالب بود که در این شهرم شیر موز و شیر نارگیل نداشتن و فقط آب های میوه مانند هویج و طالبی رایج بود) من برای اولین بار تو عمرم آب انجیر سفارش دادم (کاملا معمولی و یک بارش برام بس بود) و در انتها هم بامیه!! از اون جایی که پر مگس بود کسی حاظر نشد بخوره ولی به نظرم واقعا فوق العاده بود.

بعد از کمی گشت و گذار در بازار برای ناهار به رستوران امیریه (اسلامیه سابق) رفتیم (برنامه ریزی اشتباه چون این رستوران نزدیک خانه کرد و موزه بود و ما مجبور شدیم با تاکسی برگردیم، البته تجربه جالبی بود چون از کلی کوچه و جاده های شیب دار عبور کردیم) می خواستیم ته چین گوشت بخوریم که متاسفانه نداشت البته آدما (مثلا راننده تاکسی) خیلی سفارش رستوران ..... (اسمش یادم نیست) کنار بازار را می کردند که ما دیر متوجه این واقعیت شدیم.

بعد از ناهار مجدد به بازار سنتی برگشتیم و وقت گذراندیم و گذراندیم (متاسفانه عکس مناسب از بازار ندارم)، بعد از کمی گشت و گذار در بازار سنتی (توصیه میشه به بازار صنایع چوبی هم سر بزنید) و آشنایی با عادات (مثلا در بین مردم تخته بازی عمل متداولی بود) رفتار و سنت مردم این شهر به علت گرمی هوا از رفتن به آبیدر (بام شهر و بسیار توصیه شده) صرفنظر کردیم و سفر خودمون را با رفتن به ترمینال به پایان رسوندیم (البته متاسفانه به عمارت خسرو آباد هم مراجعه نکردیم).


در ضمن بعد نیست به این نکته اشاره کنم که هم در کرمانشاه و همچنین اینجا هوا پر از قاصدک بود (برای من که واقعا لذت بخش بود).
به گزارش جام جم بسیاری از کارشناسان آموزشی معتقدند که آمار خروج دانشجویان از کشور با آمارهای وزارت علوم مغایرت دارد و هرساله، بسیاری از داوطلبان بدون اطلاع وزارت علوم و حتی گاهی بدون آن که بخواهند در دانشگاه های خارجی مورد تائید این وزارتخانه درس بخوانند، بار سفر می بندند و در دانشگاه های خارج از کشور تحصیل می کنند .در بین این گروه از دانشجویان مهاجرت کرده، آنهایی که از دانش زبان خارجی بالاتری برخوردارند و درباره کیفیت علمی دانشگاه های مختلف جهان نیز آگاهی نسبی دارند، خودشان آستین بالا می زنند و برای تحصیل در آن دانشگاه خارجی ثبت نام می کنند. این گروه از دانشجویان که معمولا در مقطع ارشد و دکتری درس می خوانند، برای تحصیل در دانشگاه های خارج از کشور، هزینه ای به موسسه های اعزام دانشجو پرداخت نمی کنند و درواقع، نان آگاهی شان را می خورند، اما بسیاری از داوطلبان تحصیل در خارج از کشور بخصوص در مقطع کارشناسی دست به دامان موسسه های اعزام دانشجو می شوند.

جالب است که درباره تعداد موسسه های اعزام دانشجو هم، آمار رسمی با غیررسمی از زمین تا آسمان متفاوت است. وزارت علوم می گوید هم اکنون 191 موسسه اعزام دانشجو در کشور مجوز فعالیت دارند؛ اما اگر از همین موسسه های مجاز بپرسید، آنها دل خونی دارند و معتقدند ده ها برابر تعداد آمارهای رسمی، موسسه های اعزام دانشجوی غیرمجوزدار در سراسر کشور فعالیت می کنند. فعالان این موسسه های غیرمجاز تحت عنوان مشاوره به داوطلبان تحصیل در خارج از کشور در مراکز آموزش عالی دولتی و غیردولتی، آموزشگاه های آزاد و حتی در آژانس های مسافرتی فعالیت می کنند ؛ بدون آن که از وزارت علوم مجوزی دریافت کرده باشند. با توجه به این که مشتریان این موسسه ها نیز به طور مستقیم، هزاران داوطلبی هستند که به موسسات مجاز و غیرمجاز اعزام دانشجو مراجعه می کنند، به نظر می رسد که باید روند کنترل دقیق این موسسه ها در زمره اولویت های نخست مسئولان جدید وزارت علوم قرار بگیرد. آن هم در شرایطی که با وجود تعداد زیاد مراجعه کنندگان به این موسسه ها و نبود نظارت های قوی، شمار زیادی از این داوطلبان، متحمل ضررهای مالی و روحی می شوند.
ادامه مطلب ...سایت فرانسوی etudiant.fr در گزارشی به بررسی و مقایسه قیمت اجاره بهای یک آپارتمان یا به عبارت بهتر یک اتاق حدودا بیست متری مبله در جای جای اروپا پرداخته است در این گزارش لندن با 782 یورو بالاترین نرخ و بخارست رومانی با 276 یورو کمترین نرخ را داشته اند البته این نرخ ها مربوط به نقاط شهری است و هرچه به طرف حومه نزدیک شوید از این نرخ کاسته و به نرخ حمل و نقل اضافه خواهد شد. اما گرانترین شهرها برای دانشجویان به قرار زیر است.
لندن: پایتخت یکی از مراکز اصلی سرمایه داری اروپا گران ترین شهر برای دانش جویان از نظر مسکن است (782 یورو به طور متوسط) است . در زوم های دورتر لندن این نرخ به حدود 550 یورو می رسد.
مسکو: پایتخت روسیه همینطور هم شهر گرانیست چه برسد به دانشجویانی که برای تحصیل مجبورند در این شهر اتاق بگیرند در این شهر اجاره اتاق 756 یورو آب می خورد.
پاریس: پایتخت فرانسه شهر عشق و رویاست اما برای دانشجویان یک کابوس مجسم است با اجاره 740 یورو، برای بیست متر اتاق در رتبه سوم خود را قرار داده است.
استکهلم: پایتخت سوئد که به ونیز شمال اروپا شهرت دارد نیز شهر گرانیست مخصوصا کومون های مرکزی که در آنها متوسط اجاره 688 یوروبرای یک اتاق کوچک است.
اسلو: پایتخت نروژ که کلا گرانترین شهر اروپاست برای اجاره هر اتاق دانشجویان 653 یورو باید بپردازند البته دانشگاههای رایگان امتیاز این کشور است.
دوبلین: پایتخت ایرلند با متوسط 645 یورو برای دانشجویان نیز از شهرهای دانشجویی بسیار گران است.
آمستردام: پایتخت هلند با 579 یورو برای دانشجویانی که مجبورند در پایتخت این کشور اتاق بگیرند شهر گرانیست.
کپنهاگ: پایتخت دانمارک گرچه دارای دانشگاههای رایگان است اما با 577 یورو اجاره بها باز هم شهر گرانیست گرچه این کشور در بین کشورهای اسکاندیناوی ارزان ترین کشور از حیث ارزاق عمومی است.
رم: پایتخت ایتالیا با 540 یورو هزینه گرانترین شهر جنوب اروپاست.
برن: سوئیس با 510 یوروهزینه اجاره در رتبه آخر طبقه بندی 10 تا از گرانترین شهرهای اروپاست. اما هزینه های بالای زندگی در این شهر باعث شده است حتی آخرین شهر این طبقه بندی هم برای خود کابوس شبانه دانشجویان کم پول تلقی شود.
البته این هزینه ها به احتمال زیاد میانگین هستش و میشه جایی را با هزینه کمتر (خیلی کمتر) برای خواب پیدا کرد و حتی با تقسیم اتاق هزینه ها را به نصف یا کمتر کاهش داد.
منبع متن اصلی: خبر آنلاین - هادی معیری نژاد