ستاره مسافر

این وبلاگ داستان پسری است که دوست داشت تاثیر گذار و متفاوت باشه، به همین خاطر تصمیم گرفت ...

ستاره مسافر

این وبلاگ داستان پسری است که دوست داشت تاثیر گذار و متفاوت باشه، به همین خاطر تصمیم گرفت ...

زیر آسمان ایران

الان دوباره پشت همان میز، در همان اتاق خانه و در همان نقطه جغرافیایی‌ای در ایران نشسته‌ام که سال‌ها پیش این وبلاگ را شروع کردم و در آن می‌نوشتم. فقط دیگر از آن رایانه قدیمی خبری نیست و حالا با لپ‌تاپ می‌نویسم. به‌جای سکوت شبانه آن روزها هم، از خیابان صدای مردم و شعارهایی به گوش می‌رسد که این شب‌ها در کوچه‌ها و خیابان‌ها طنین می‌اندازد.

وقتی این وبلاگ را شروع کردم، فکر می‌کردم این مسیر خیلی زودتر طی شود. تصورم این بود که چند سالی می‌روم، درس می‌خوانم، تجربه‌ای به دست می‌آورم و برمی‌گردم. اما سفر خیلی طولانی‌تر از چیزی شد که آن روزها می‌توانستم تصور کنم. راستش فکر نمی‌کنم هیچ‌وقت این لحظه را هم دقیقاً این‌طور در ذهنم دیده باشم؛ همان‌طور که امروز هم نمی‌توانم دوازده سال آینده را به‌درستی تصور کنم. شاید البته این بار بد نباشد کمی بیشتر به آن فکر کنم، با توجه به اینکه الان کمی بهتر خودم را می شناسم. این سفر از ایران شروع شد، به ایتالیا رسید، از آنجا به هلند رفت و حالا دوباره در ایران به پایان رسیده است. شاید مسیر ساده‌ای به نظر برسد، اما در واقعیت اصلاً ساده نبود.

همه‌چیز هم مثل قبل نیست. خانواده و فامیل پیرتر شده‌اند، موهای خودم سفید شده و کمی هم اضافه‌وزن پیدا کرده‌ام! خیلی چیزها عوض شده؛ آدم‌ها، رابطه‌ها، نگاه من به دنیا و شاید بیش از همه خودم. این «خود» از یک طرف همان خود دوازده، سیزده سال پیش است و از طرف دیگر، دیگر آن خود نیست. خیلی چیزها دیده، خیلی چیزها یاد گرفته، بعضی باورها را از دست داده، بعضی چیزها را تازه فهمیده و بعضی سؤال‌ها هم برایش پیچیده‌تر از قبل شده‌اند. با همه این‌ها، متأسفانه، هنوز همان «خود» است. زندگی هم برایم نسبت به آن روزها پیچیده‌تر شده است و در عین حال دنیا ساده تر شده است.

حالا دوباره همان‌جایی نشسته‌ام که این داستان از آنجا شروع شد. اما با فاصله‌ای دوازده، سیزده‌ساله و با آدمی که هم همان آدم است و هم دیگر نیست. در هر صورت، این فصل به پایان رسید؛ درست همان‌جایی که سال‌ها پیش اولین صفحه‌اش نوشته شد.
ممنون از همه کسانی که در تمام این سال‌ها، یا حتی بخشی از آن، این داستان را دنبال کردند.